صفحه اصلي درباره ما تماس با ما
در

      مراسم عزاداري شام اربعين حسيني ( جمعه 26 مهرماه)

  منتخب محصولات فرهنگي

بیشتر...



                            حدیث



    درک از امام مهدي
از امام صادق (ع) منقول است كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند :
خوشا به حال كسى كه قائم اهل بيت مرا درك كند و به او اقتدا كند قبل از قيامش تابع ائمه هدايت باشد و از دشمنانشان بيزارى بجويد ايشان رفيقان من هستند و گراميترين افراد امت نزد من مى باشند . كمال الدين ـ شيخ صدوق ص 287
أچأڈأ­أ‹ أ‡أ’123 : امام صادق

 


        پايگاه هاي پيشنهادي

آيت الله دري نجف آبادي
نايب رييس هئيت امناء
 

حجت الاسلام و المسلمين
نوري شاهرودي
عضو هئيت امناء مهديه


مقالات

مهدويت

توقيعات

ظهور

غيبت

انتظار

زندگينامه

امام و بانوان

کتب

شعر

پرسش و پاسخ

ادعيه و زيارات

شفايافتگان

نامه اي به امام عج

مشاهدات

ديگر موضوعات

اخبار مهديه

         پايگاه هاي ديگر


سايت مسجد مقدس جمکران  

 پورتال جامع مهدويت 

سايت فرهنگي تبيان

سايت بانک سخنرانيهاي شهيد حاج شيخ احمد کافي

سايت سراج انديشه

سايت فرهنگي شهيد آويني  

راهنماي پايگاه هاي امام مهدي (عح)

جستجوگر پايگاه هاي شيعي

موسسه فرهنگي جمکران ميبد


 
امروز : يکشنبه 31 شهريور 1398 - 22 محرم 1441 - 22 سپتامبر 2019

 


تاريخ خبر: يکشنبه29/8/1384

عريضه نويسي به حضرت حجت(عج)

حجت الاسلام سيد کاظم قزويني که از علما و نويسندگان والامقامند در رابطه با حضرت حجت(عج) دو داستان ذيل را بيان فرمودند:

ماجراي اول :
« در سنه 1392 قمري در کربلا امور شهريه طلاب از طرف يکي از آقايان به اينجانب واگذار شده بود.
شب اول ماه که مصادف با شب جمعه بود پولي براي شهريه طلاب موجود نبود و احتياج به نزديک هزار دينار داشتم. فکر کردم از چه کسي قرض کنم؟
چون به هر کس مي گفتم، پشتوانه اي را که لازم بود ارائه دهم نبود. عريضه اي به خدمت حضرت ولي عصر(سلام الله عليه) به اين مضمون نوشتم:
« اگر داستان آيت الله العظمي مرحوم سيد مهدي بحرالعلوم در مکه صحت دارد، اين پول را حواله کنيد. »
و عريضه را شب در ضريح مقدس ابا عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ انداختم.

صبح بين الطلوعين بود که شخصي از تجار بغداد به منزل آمد و بعد از صبحانه مبلغ هزار دينار عراقي داد. حالتي مخصوص به من دست داد و خطاب به حضرت صاحب عرض کردم:
« آقا نگذاشتيد آفتاب طلوع کند. »


ماجراي دوم :
« شخصي است به نام سيد قاسم جمعه در شهر سيدني استراليا فرزند مريضي در بيمارستان داشت، سراسيمه نزد من آمد و گفت:
« دکتر گفته فرزندت در خطر است، چه کار کنم؟»

من گفتم :
« براي صاحب الامر(عليه السلام) عريضه اي بنويس و در آب بينداز.»
گفت:
« چگونه بنويسم. »
گفتم:
« فرض کن آقا تشريف آورده اند در استراليا و تو اظهار حاجت نزد حضرتش مي نمايي. »
بعد از چند ساعت عريضه اش را آورد حضرت را قسمهايي داده بود از جمله نوشته بود:
« شما را قسم مي دهم به لباسهاي عمه ات زينب (سلام الله عليها) . »

ساعت 11/5 شب عريضه را در آب انداخت، صبح فردا ساعت 8 از بيمارستان تلفن زدند که فرزندت حالش خوب و دفع خطر شده است. و امسال که سال 1411 قمري است و پنج سال از اين قضيه مي گذرد آن فرزند سالم و سرحال است. »

         بنيانگذار مهديه تهران


حجت الاسلام والمسلمين شهيد حاج شيخ احمد کافي


         برنامه های ندبه و کمیل

دعاي کميل و ندبه مهرماه 1398


جدول کامل برنامه ها...

         واريز آنلاين به حساب مهديه

         گالري صوتي

قرائت دعاي ندبه 98/6/29

سخنراني دعاي ندبه 98/6/29

قرائت دعاي کميل 98/6/28
بيشتر...

         مجلات


         ارتباط با ما

درباره ما

 نام
 Email
متن
 

         اشتراک

 نام
 Email