صفحه اصلي درباره ما تماس با ما
در

      مراسم عزاداري شام اربعين حسيني ( جمعه 26 مهرماه)

  منتخب محصولات فرهنگي

بیشتر...



                            حدیث



    درک از امام مهدي
از امام صادق (ع) منقول است كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند :
خوشا به حال كسى كه قائم اهل بيت مرا درك كند و به او اقتدا كند قبل از قيامش تابع ائمه هدايت باشد و از دشمنانشان بيزارى بجويد ايشان رفيقان من هستند و گراميترين افراد امت نزد من مى باشند . كمال الدين ـ شيخ صدوق ص 287
أچأڈأ­أ‹ أ‡أ’123 : امام صادق

 


        پايگاه هاي پيشنهادي

آيت الله دري نجف آبادي
نايب رييس هئيت امناء
 

حجت الاسلام و المسلمين
نوري شاهرودي
عضو هئيت امناء مهديه


مقالات

مهدويت

توقيعات

ظهور

غيبت

انتظار

زندگينامه

امام و بانوان

کتب

شعر

پرسش و پاسخ

ادعيه و زيارات

شفايافتگان

نامه اي به امام عج

مشاهدات

ديگر موضوعات

اخبار مهديه

         پايگاه هاي ديگر


سايت مسجد مقدس جمکران  

 پورتال جامع مهدويت 

سايت فرهنگي تبيان

سايت بانک سخنرانيهاي شهيد حاج شيخ احمد کافي

سايت سراج انديشه

سايت فرهنگي شهيد آويني  

راهنماي پايگاه هاي امام مهدي (عح)

جستجوگر پايگاه هاي شيعي

موسسه فرهنگي جمکران ميبد


 
امروز : يکشنبه 31 شهريور 1398 - 22 محرم 1441 - 22 سپتامبر 2019

 


تاريخ خبر: يکشنبه29/8/1384

شفاي کاتب

کاتب و نسخه نويس کتاب شريف العبقري الحسان، جناب محمد علي حائري، مي نويسد:
« هنگامي که مشغول نوشتن اين کتاب بودم و تقريباً دو ثلث آن تمام شده بود، در ماه صفر خود و همسر و طفل يک ساله و مادر و برادرم يکباره به مرض حصبه (تيفوئيد) مبتلا شديم و در يک اتاق در بستر افتاده بوديم.
زني سالخورده پرستار همه ما بود. حال من در نهايت سختي بود و نزديک به مردن رسيدم. ابداً همّ و غمي در دنيا نداشتم جز آن که با خود مي گفتم: دو ثلث اين کتاب شريف را با زحمات زيادي نوشته ام حال که از دنيا مي روم به امضا و اسم ديگري، تمام خواهد شد. تا اين که يک روز در بحبوحه مرض و نهايت ضعف و بيهوشي که همه از ادامه حيات من قطع اميد کرده بودند، توسلي قلبي به ساحت مقدس فريادرس حقيقي، حضرت ولي عصر و ناموس دهر ارواحنا فداه نمودم و در همان حال مرض و شدت، عرض کردم: آقا جان! اي امام زمان، راضي نشويد که زحمات نوشتن اين کتاب به اسم و امضاي ديگري تمام شود.

در همان لحظه ناگاه ديدم همان طوري که مرا رو به قبله خوابانده بودند، از آن دري که به حياط خانه باز مي شود و از آن جا تا کف حياط، خيلي عميق است و راه پله ندارد، نيم تنه سيد بزرگواري که چند سال قبل در مسجد گوهرشاد امامت جماعت داشتند، ظاهر شد؛ نظر مشفقانه اي به من نمودند و با سر مبارک اشاره اي به راست و چپ فرمودند مثل اشخاصي که با اشاره از حال يکديگر مي پرسند؛ يعني حالت چطور است؟
من از جواب دادن عاجز بودم؛ فقط دو دست خود را به اين طرف و آن طرف خود باز کردم؛ يعني همين طور که مي بينيد. نه ايشان حرفي زدند و نه بنده توانستم چيزي بگويم. آنگاه سر مبارک خود را دو سه مرتبه حرکت دادند و با اشاره سه بار فرمودند: خوب مي شوي.

فوراً برخاستم و نشستم اما کسي را نديدم. از آن روز به بعد، کم کم کسالت خود و خانواده و والده و بردارم برطرف شد و بحمدلله موفق به نوشتن بقيه اين کتاب گرديدم. »

         بنيانگذار مهديه تهران


حجت الاسلام والمسلمين شهيد حاج شيخ احمد کافي


         برنامه های ندبه و کمیل

دعاي کميل و ندبه مهرماه 1398


جدول کامل برنامه ها...

         واريز آنلاين به حساب مهديه

         گالري صوتي

قرائت دعاي ندبه 98/6/29

سخنراني دعاي ندبه 98/6/29

قرائت دعاي کميل 98/6/28
بيشتر...

         مجلات


         ارتباط با ما

درباره ما

 نام
 Email
متن
 

         اشتراک

 نام
 Email