صفحه اصلي درباره ما تماس با ما
در

      مراسم عزاداري شب شهادت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام ( جمعه 7 تيرماه)

  منتخب محصولات فرهنگي

بیشتر...



                            حدیث



    درک از امام مهدي
از امام صادق (ع) منقول است كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند :
خوشا به حال كسى كه قائم اهل بيت مرا درك كند و به او اقتدا كند قبل از قيامش تابع ائمه هدايت باشد و از دشمنانشان بيزارى بجويد ايشان رفيقان من هستند و گراميترين افراد امت نزد من مى باشند . كمال الدين ـ شيخ صدوق ص 287
أچأڈأ­أ‹ أ‡أ’123 : امام صادق

 


        پايگاه هاي پيشنهادي

آيت الله دري نجف آبادي
نايب رييس هئيت امناء
 

حجت الاسلام و المسلمين
نوري شاهرودي
عضو هئيت امناء مهديه


مقالات

مهدويت

توقيعات

ظهور

غيبت

انتظار

زندگينامه

امام و بانوان

کتب

شعر

پرسش و پاسخ

ادعيه و زيارات

شفايافتگان

نامه اي به امام عج

مشاهدات

ديگر موضوعات

اخبار مهديه

         پايگاه هاي ديگر


سايت مسجد مقدس جمکران  

 پورتال جامع مهدويت 

سايت فرهنگي تبيان

سايت بانک سخنرانيهاي شهيد حاج شيخ احمد کافي

سايت سراج انديشه

سايت فرهنگي شهيد آويني  

راهنماي پايگاه هاي امام مهدي (عح)

جستجوگر پايگاه هاي شيعي

موسسه فرهنگي جمکران ميبد


 
امروز : چهارشنبه 5 تير 1398 - 22 شوال 1440 - 26 ژوئن 2019

 


تاريخ خبر: يکشنبه29/8/1384

صحيفه پربرکت

مرحوم ملا محمد تقي مجلسي(ره) مي فرمايد:
« در اوايل بلوغ در پي کسب رضايت الهي بودم و هميشه به خاطر ياد او ناآرام بودم؛ تا آن که بين خواب و بيداري حضرت صاحب الزمان عليه السلام را ديدم که در مسجد جامع قديم اصفهان تشريف دارند.

به آن حضرت سلام کردم و خواستم پاي مبارکشان را ببوسم؛ ولي نگذاشتند و رفتند. پس دست مبارک حضرت را بوسيدم و مشکلاتي که داشتم؛ از ايشان پرسيدم. يکي از آنها اين بود که من در نماز وسوسه داشتم و هميشه با خود مي گفتم اينها آن نمازي که از من خواسته اند، نيست لذا دائماً مشغول قضا کردن آنها بودم و به همين دليل نماز شب خواندن برايم ميسر نمي شد.

در اين باره حکم را از استاد خود، شيخ بهايي(ره) پرسيدم. ايشان فرمود: يک نماز ظهر و عصر و مغرب را به قصد نماز شب بجا آور. من هم همين کار را مي کردم. در اين جا از حضرت حجت عليه السلام اين موضوع را پرسيدم فرمودند:
« نماز شب بخوان و کار قبلي را ترک کن. »

مسائل ديگري هم پرسيدم که يادم نيست. آنگاه عرض کردم: مولاي جان، براي من امکان ندارد که هميشه به حضورتان مشرف شوم؛ لذا تقاضا دارم کتابي که هميشه به آن عمل کنم، عطا بفرماييد.
فرمودند: کتابي به تو عطا کردم و آن را به مولا محمد تاج داده ام؛ برو و آن را از او بگير.
من در همان عالم مکاشفه آن شخص را مي شناختم.
از در مسجد، خارج شدم و به سمت دار بطيخ (محله اي است در اصفهان) رفتم وقتي به آن جا رسيدم مولا محمد تاج مرا ديد و گفت: حضرت صاحب الأمر عليه السلام تو را فرستاده اند؟
گفتم: آري. او از بغل خود کتاب کهنه اي بيرون آورد؛ آن را باز کردم و بوسيدم و بر چشم خود گذاشتم و برگشتم و متوجه حضرت ولي عصر عليه السلام شدم. و در همين وقت به حال طبيعي برگشتم و ديدم کتاب در دست من نيست.
به خاطر از دست دادن کتاب، تا طلوع فجر مشغول تضرع و گريه و ناله بودم. بعد از نماز و تعقيب، به دلم افتاده بود که مولا محمد تاج، همان شيخ بهايي است و اين که حضرت او را تاج ناميدند به خاطر معروفيت او در ميان علما است؛ لذا به سراغ ايشان رفتم. وقتي به محل تدريس او رسيدم، ديدم مشغول مقابله صحيفه کامله (سجاديه) هستند.
ساعتي نشستم تا از کار مقابله فارغ شد. ظاهراً مشغول بحث و صحبت راجع به سند صحيفه سجاديه بودند؛ اما من متوجه اين مطلب نبوده و گريه مي کردم. نزد شيخ رفتم و خواب خود را به او گفتم و به خاطر از دست دادن کتاب گريه مي کردم.

شيخ فرمود: به تو بشارت مي دهم زيرا به علوم الهي و معارف يقيني خواهي رسيد.
گرچه شيخ اين مطلب را فرمود اما قلب من آرام نشد.
با حالت گريه و تفکر خارج شدم تا آن که به دلم افتاد به آن سمتي که در خواب ديده بودم، بروم. به آن جا رفتم وقتي به محله دار بطيخ که آن را در خواب ديده بودم، رسيدم، مرد صالحي را که اسمش آقا حسن تاج بود، ديدم همين که او را ديدم سلام کردم.
گفت: فلاني، کتابهاي وقفي نزد من هست هر کس از طلاب که آنها را مي گيرد به شروط وقف عمل نمي کند؛ ولي تو عمل مي کني. بيا و به اين کتابها نگاهي بيانداز و هر کدام را احتياج داري، بردار. با او به کتابخانه اش رفتم و اولين کتابي که ايشان به من داد، کتابي بود که در خواب ديده بودم؛ يعني کتاب صحيفه سجاديه.
شروع به گريه و ناله کردم و گفتم: همين براي من کافي است و نمي دانم خواب را براي او گفتم يا نه. بعد از آن به نزد شيخ بهايي آمده و نسخه خودم را با نسخه ايشان تطبيق و مقابله کردم.
نسخه جناب شيخ مربوط به جدّ پدر او بود که ايشان از نسخه شهيد اول و او هم از نسخه عميدالرؤسا و ابن سکون برداشته بود. اين دو بزرگوار صحيفه خود را با نسخه ابن ادريس بدون واسطه يا با يک واسطه اخذ کرده بودند و نسخه اي که حضرت صاحب الأمر عليه السلام به من عطا فرمودند، از خط شهيد اول نوشته شده بود و حتي در مطالب حاشيه، کاملاً با هم موافقت داشتند.
بعد از مقابله و تطبيق نسخه خودم، مردم نزد من آمده و شروع به مقابله نمودند و به برکت حضرت حجت عليه السلام، صحيفه کامله (سجاديه) در شهرها مخصوصاً اصفهان مثل آفتاب ظاهر شد و در هر خانه اي از آن استفاده مي شود، و خيلي از مردم صالح، و اهل دعا و حتي بسياري از ايشان، مستجاب الدعوه شدند. و اينها همه آثار معجزاتي از حضرت صاحب الامر عليه السلام است و آنچه خداي متعال از برکات صحيفه سجاديه به من عنايت فرمود، نمي توانم به شمار آورم. »

         بنيانگذار مهديه تهران


حجت الاسلام والمسلمين شهيد حاج شيخ احمد کافي


         برنامه های ندبه و کمیل

دعاي کميل و ندبه تير ماه 1398


جدول کامل برنامه ها...

         واريز آنلاين به حساب مهديه

         گالري صوتي

قرائت دعاي ندبه 98/3/31

سخنراني دعاي ندبه 98/3/30

قرائت دعاي کميل 98/3/30
بيشتر...

         مجلات



         ارتباط با ما

درباره ما

 نام
 Email
متن
 

         اشتراک

 نام
 Email